سفارش تبلیغ
صبا

91/6/19
12:39 عصر

کمی حرف دل

بدست شروق (z_m) در دسته

بسم الله الحق

تازه از اعتکاف برگشته بود . از برنامه های مسجدشان خیلی راضی نبود .می گفت مسئولین برگزاری مراسم  آنقدر درگیر اجرای برنامه جدید و متنوع بودند که گاهی اصل موضوع که همان خلوت خودسازی اعتکاف است یادشان می رفت. تعریف می کرد شب دوم اعتکاف یک مسابقه گذاشته بودند برای سفره های افطاری . معتکفین که از قبل گروهبندی شده بودند ، هر گروه یک سفره افطار می چید و داور ها امتیاز می دادند و ...
می گفت لحظات دم اذان که شاید از با ارزشترین لحظه های اعتکاف است ،همه مشغول سفره آرایی شده بودند و هر کس سعی می کرد با چیز هایی که داشت  و پیدا می کرد ،از پسته و میوه و تنقلات گرفته تا لیوان و بشقاب و  و دستمال سفره ! و غیره سفره زیباتری بچیند ....
 این را که تعریف می کرد یاد صحبت های خانم آرین افتادم همان بانویی که شنیدن نا خود آگاه یک سخنرانی زندگیش را دگرگون کرد بود .
توصیف جالبی از این بیداری و دگر گونی داشت . اینکه یک عمر برای خودش یک سفره پهن کرده بود و تمام وقتش را صرف چیدن و آراستن آن با ارزش های پوشالیِ زندگی مثل زیبایی و ثروت و تحصیلات کرده بود و در همان لحظه ی طلایی خداوند بزرگ سفره پوشالی را تکانده بود و اودیگر چیزی نداشت ...
دیدم زندگی خیلی از ما مردمان این رزگار شبیه حال معتکفان سرگرم سفره آرایی می گذرد . در حالی که چیزی به اذان نمانده و توشه مان خالیست خود را سرگرم جمع آوری ارزش های پوشالی کرده ایم .
و خدا کند پیش از آنکه در روز قیامت پیش چشم همه سفره خالی ما تکانده شود به خود بیایم و ...
همین !