سفارش تبلیغ
صبا ویژن

86/7/7
10:59 صبح

انفاق را با یک قاف دیگر بنویسیم

بدست شروق (z_m) در دسته روزمرگی

این روز ها بازار حلیم و آش افطاری گرم گرم است از هر کوچه و برزنی که بگذری مغازه ای می بینی که محصول رمضانیش حلیم و آش افطاری است .
یکی از این مغازه ها در یکی از خیابان های تنگ و قدیمی خیابان اباذر تهران است .اگر از آنجا ها گذشته باشی حتما نام کبابی برادران به گوشت خورده است مغازه ای که این روز ها بر سردرش پلاکاردی نصب شده با این مضمون " در ماه رمضان حلیم افطاری عرضه می شود هر کیلو پانصد تومان "
باز هم اگر اهل حساب و کتاب باشی و مظنه بازار دستت باشد می دانی که این یعنی فروش حلیم به نصف قیمت
بار اول که از آنجا می گذشتیم خیلی تعجب کردیم از شما چه پنهان یکی از دوستان هم حرف گوشت حیوانات زحمت کش و آرد قلابی و ...اینها را وسط کشید ولی باز هم کنجکاوی ما ارضا نشد از یکی از همسایگانش پرسیدیم که حکایت این ارزان فروشی چیست
پاسخی داد که به اصطلاح امروزی ها کفمان برید :

"این آقا مرد بسیار خیری است و خیلی دوست دارد که در ماه رمضان به مردم خیرات بدهد . ولی از طرفی می گوید بازار این طوری خیرات ها دو عیب بزرگ دارد یکی اینکه یکی زورش بیشتر است و بیشتر می برد و بعضی که زور کمتری دارند بی نصیب می مانند که اینها غالبا همان مستحق های واقعی اند و از طرفی دعوا بر سر گرفتن شخصیت آدم ها را می شکند و ...
برای همین حلیم را به نصف قیمت می فروشد که هم عزت مهمانان سفره اش حفظ شود و هم اینکه همه بتوانند آن را تهیه کنند ."

واقعا دیگر جایی برای اظهار نظر من باقی می ماند ...
فقط ای کاش ما هم در کار خیر هوای همه جوانب را داشته باشیم

در پناه حق باشید

86/6/29
12:10 عصر

علامه عسگری هم رفت

بدست شروق (z_m) در دسته روزمرگی

بسم الله الرحمن الرحیم


جلسه جلسه قرآن بود و ختم و تفسیر . جمع کوچکی بودیم که آمده بودیم برای احیای بهار قرآن و نمی دانستیم که قرار است چیز هایی بشنویم که ....
قاریان مشغول تلاوت بودند که عکسی در میان دستها گشت و رفت تا رسید به دیوار و چسبانده شد در جلوی دید حضار . عکس علامه عسگری بود با یک نوار مشکی اریب .خبر وفاتشان را شنیده بودم و البته اینکه گویا عالم بزرگی بوده اند و لی ...
مجلس که به انتهای خود نزدیک می شد یکی از حضار اجازه صحبت خواست :
علامه عسگری هم رفت . عالم بزرگی که شاید تا مدتها دیگه کسی نتونه جای اون رو بگیره . انسان ارزشمندی که تمام عمرش رو به تحقیق گذروند و کمتر کسی می تونه ارزش حقیقی ایشون رو درک کنه . شاید سیصد یا چهارصد سال دیگه تازه بتونن بفهمن که علامه عسگری کی بود . مثل خیلی های دیگه ای که بعد از رفتنشون شناخته شدن . نمی خوام خیلی از وقتتون بگیرم فقط چند کلامی در باره ایشون و مرخص میشم . علامه یکی از کساییه که که در رشد مذهب تشیع نقش خیلی بزرگی داشتن. یکی از کار های درخشان ایشون ،اثبات دروغی بودن هویت شخصی است که به دروغ شروع مذهب تشیع رو به اون نسبت میدادن( متاسفانه اسم اون شخصیت را فراموش کرده ام ). ظاهرا اهل تسنن به روایاتی از خودشون استناد می کردن که مذهب تشیع رو یک فرد یهود اون هم سالها بعد از عمر و عثمان بوجود اورد تا حقانیت این مذهب رو به چالش بکشن ولی علامه اولین کسی بود که از خلال تحقیق و ادله منطقی و حدیثی تونست ثابت کنه که اصلا چنین انسانی وجود نداشته. خانواده ایشون تعریف می کنن که مقام معظم رهبری بارها برای عیادت و دیدارشون شخصا به منزلشون رفتن و با ایشون مراوده داشتن.
جالبه بدونید که موج جدید تشیع در قاره آفریقا حاصل تلاش های ایشونه . همینقدر بدونید که در یک شبانه روز پنج هزار نفر از ساکنین یک منطقه بر اثر ارشادات ایشون مسلمان شیعه شدند .
یکی از مدرسین مذهب وهابیت تعریف می کنه که برای تز دکترا تصمیم میگیره که کتاب های علامه رو مورد بررسی قرار بده ولی اساتیدش این اجازه رو بهش نمیدن و این امر باعث کنجکاویش میشه که بره و اون کتاب ها رو بخونه .خودش تعریف می کنه که شب که شروع به خوندن کتاب ها کردم یک وهابی کامل بودم که از محمد ابن عبد الوهاب طرفداری می کردم و ریختن خون شیعیان رو هم جایز می دونستم و صبح که کتاب رو تموم کردم یک شیعی مذهب شده بودم .
...
او می گفت و من در تحیر و تاسف فرو می رفتم بر این همه بی خبری .
نمی دانم که راز این شب چه بود و چرا یکدفعه به شنیدن این سخنان مهمان شدم. شاید هم از کرامات سفره الهی است. نمی دانم .
فقط می دانم که بی تفاوتی در برابر اینهمه کار و تلاش پدرانمان گناه است و رسالتی بر دوش من و همنسالنم است که شاید فقط خداوند بتواند در انجام آن مار ار یاری کند

مهربان ما را در برابر این بزرگان و مقام کبریای خودت شرمنده مکن
یا حق


پی نوشت :
برای کسانی که می خواهند بیشتر علامه را بشناسند
http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86062608
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=46573

86/6/13
8:47 صبح

پاسخ به "یکی "

بدست شروق (z_m) در دسته روزمرگی

دوستی با نام یکی در قسمت نظرات پیغامی گذاشتن که بهانه این پست شد و شاید تکمیلی بر پست قبلی

حقیقتش خیلی تعجب کردم که ایشون گمراهی ما رو به خدا نسبت دادن

ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سیئة فمن نفسک

اگر ما به حرف خدا گوش میدادیم هیچ وقت کارمون به اینجا ها نمی کشید . کجا خدا گفته تا نیمه های شب با بلند ترین صدای ممکن عربده بکشید و مزاحم همسایه ها بشید و بعد هم نماز صبحتون قضا بشه . یا اینکه برای مجلس گرمیتون آهنگ منفور ترین ترانه ها رو بزارید روی مرثیه هایی که فقط یک مشت ردیف کردن کلماته ، بی هیچ مفهوم سازنده ای . یا اینکه گیر بدید به چشم و ابروی امامان معصمومون تا کسی یادش نیافته که اصل شهادشوت برای چی بود یا ... . اینها همش افراط و تفریط هاییه که خودمون اختراع کردیم و نتیجه اش میشه همون جوونی که شما فرمودید .

چند وقت پیش از کنار یکی از محله های تهران رد می شدم که حسابی چراغونی شده بود و حسابی حالی بهش داده بودن . به دوستم که اهل همون محله بود گفتم خوش به حالتون که همچین هم محله ای هایی دارید . می دونید در جوابم چی گفت ؟گفت این تزیینات رو لات های محل راه انداختن همون هایی که معمولا سر کوچه ها وای می ایستن و مزاحمت ایجاد می کنن ! تازه شب نیمه شعبان هم اینجا مراسم رقص و طرب راه می اندازن اونقدر که کسی جرات نمی کنه زن و بچه اش رو بیاره توی جشن !
قصدم اهانت به هیچ گروه و فرقه ای نیست . توی هر مجموعه ای هم خوب پیدا میشه هم بد .
منتها از اونجا که رسالت هیئات ها و مراسم های مذهبی ما انسان سازیه ، در چنین مجامعی دیدن اینطور خلاف ها یکم سنگینه .
یه تصویر دیگه ای که در این رابطه توی ذهنمه جوان روحانی ایه که وقتی چند تا بچه رو توی مسجد مشغول بازی می بینه طرفشون میره و میگه می خواین براتون قصه های خنده دار بگم ؟ و بعد شروع می کنه قصه های قرآنی رو با چنان سبک قشنگی بیان میکنه که دیگه بچه ها به رفتنش راضی نمی شن و ازش قول میگرن که فردا هم بیاد و براشون قصه بگه اون هم شرط میکنه که هر کدومشون یکی از دوستاشون رو بیارن و و با این شیوه خیلی درس ها بهشون میده و ... .
میشه خیلی کار ها کرد ولی به شرط اینکه دو قلم جنس توی بساطمون پیدا بشه : اول اخلاص بعد هم خلاقیت . اگر اینطور بود خدا هم کمک می کنه و به فعالیتمون برکت میده . این عهد الهیه به شرط اینکه قواعدش رو درست به جا بیاریم . همین .

86/5/29
10:31 صبح

مومیایی فروشان اهرام مصر

بدست شروق (z_m) در دسته روزمرگی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقتیه که یه مطلبی ذهنم رو قلقلک میده پیغام دوستمون در وبلاگ گریبان فطرت بهانه ای شد تا شما رو هم در این دغدغه شریک کنم .

همه چیز به چند ماه پیش بر میگرده .پخش مستندی از شبکه چهار سیما که در باره مصر باستان بود .دو باستان شناس در معابد مصر ( چون مال خیلی وقت پیشه درست یادم نیست ولی فکر کنم توی اهرام مصر بودن ) یک سری جنازه های مومیایی شده حیوانات رو پیدا می کنند .اجساد مومیایی ای که در قسمت های داخلی تر هستند گویا مربوط به حیوانات مقدس اون دوره بودن . که خیلی دقیق و با وسواس مومیایی شدن و تعدادشون هم محدوده اما اجسادی که در قسمت های بیرونی تر هستن مربوط به سیصد چهارصد سال بعد میشن که تعدادشون به یک میلیون و خورده ای میرسه و خیلی سرهم بندی شده مومیایی شدن و خیلی از حیوانات رو ،مقدس و غیر مقدس شامل میشدن . و جالب اینکه بعضی از این مومیایی ها خالی بودن .
این دو باستان شناس بعد از کلی تحقیق و پژوهش به این نتیجه میرسن که این مومیایی های تقلبی مربوط به زمان افول قدرت فراعنه بعد از حمله اسکندر میشن . در این زمان مردم عامی هم اجازه زیارت معابد رو پیدا می کنن . از اونجایی که یکی از مراسم زیارتشون اهدای مومیایی حیوانات مقدس بوده بازار این مومیایی ها گرم میشه و کاهنان مصری در کنار معابد دکان های مومیایی فروشی راه می اندازند . و مردم خوشخیال برای دستیابی به آمرزش خدایان چه پول هایی که برای تهیه این اجساد نمیدن !
دیدن این مستندخیلی از صحنه هایی رو که این روز ها میبینیم برام زنده کرد. صحنه نامه فروشان مسجد جمکران . پارچه سبز فروشان حرم حضرت معصومه ، دانه فروشان حرم امام رضا و ... .
نیاز به معنویت و عرفان غریزه ای بود که خداوند از ابتدای خلقت در وجود انسان قرارداد تا به بیراهه نرود . اما امان از نفس و شیطان که همین غریزه هدایت گر را به طعمه برای رسیدن به جهنم تبدیل کرد . سو استفاده از احساسات پاک آدمیان در جهت کسب سود دنیوی . و چه بد سودی که در مشت اینان نمی افتد سودی که نه برکت این دنیایی دارد و نه آن دنیایی ...
شاید در ادیان و مذاهب دیگه که نه امام زمان دارند و نه اندیشه ظهور و نه آرزوی حکومت الله بر روی زمین ، بشه از کنار این مسائل به راحتی گذشت ولی در مذهب تشیع تساهل با این امور جایز نیست .
به نظر من این مسئله یه مبارزه جدی می طلبه .یه جنبش نرم افزاری در شناخت و شناساندن تشیع حقیقی یا به قول دکتر شریعتی تشیع علوی .
تشیعی که فقط به دنبال مراد بستن و مراد گرفتن نباشه و امامان قبل از حاجت دهی ، راهنما و رهبر باشن.راهنما و رهبر باشن در شیوه زندگی زندگی در این دنیا برای آن دنیا ...
در این زمینه خیلی ها کار می کنن و خیلی ها هم تلاش می کنن ولی نتیجه مطلوب هنوز بدست نیومده شاید هم چند سل دیگه بتونیم اثراتش رو ببینیم ولی در حال حاضر اینطور نیست .
من فکر می کنم بهترین بستر این مبارزه مراسم مذهبی ماست . یه زمانی اومدیم به مراسم یه جور دیگه نگاه کنیم سر از تکنو و ترانه های اون ور آبی در آوردیم . همش به خاطر این بود که علمی به این مسئله نگاه نشد . برای به سامان رسیدن چنین حرکت هایی باید خیلی تخصصی و علمی در این زمینه کار بشه
یه پیشنهادی که دارم اینه که یه عده از متخصصین بحث های روانشناسی با یه گروه از بچه های هنرمند ( چه ادبی چه نمایشی چه تجسمی ) و یه عده از طلبه ها با هم جمع بشن و یه سبک درست و حسابی برای مراسم هامون پیدا کنند سبکی که هم معرفت توش داشته باشه هم جذابیت و هم عشق .سبک مراسمی که بتونه دل آدم رو متحول کنه و شعائر دین رو احیا کنه ...
این خودش یکی از نمونه های عملی بحث جنبش نرم افزاریه . البته خیلی کار میبره . خیلی تلاش می خواد و حتی برای پذیرا کردنش در جامعه مبارزه هم لازم داره ولی به زحمتش می ارزه .
شما چی فکر می کنید ؟

86/5/15
3:26 عصر

نظر سنجی

بدست شروق (z_m) در دسته جنبش نرم افزاری، روزمرگی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
نمی دونم چند نفر ادامه مطلب پست قبل رو خوندن رو خوندن ولی به کسایی که نخوندن حتما پیشنهاد می کنم وقت بذارن و بخونن .در ضمن فراموش کردم که این نوشته از نوشته های شهید آوینیه که در مقدمه کتاب ارزنده مبانی توسعه و تمدن غرب ایشون اومده . حتما بخونید و نظرتون رو بگید .
اما این پست رو می خوام به نظر سنجی اختصاص بدم از تمام کسایی که سر می زنن خواهش می کنم شرکت کنن تا من هم بتونم برنامه ریزی بهتری انجام بدم :
1- با چه انگیزه ای به وبلاگ ها سر می زنید .
2- چقدر روی مطالبی که می خونید فکر می کنید ؟
3- تا چه اندازه وبلاگ نویس رو مهم می دونید ؟
4- تا چه اندازه مطالعه وبلاگ ها رو مهم می دونید ؟

می دونم که معمولا اینطور نظر سنجی ها رو چهار گزینه ای طراحی می کنن . ولی من می خواستم دستتون برای جواب دادن باز باشه چون جواب ها به گونه که بشه اونها رو تو چند تا گزینه جمع و جور کرد نیست .
از اینکه وقت میذارید و در این زمینه کمک می کنید واقعا سپاسگذارم
در پناه حق باشید

<      1   2   3   4      >